تبليغاتX
شراره هاي عشق

شراره هاي عشق

مادر
باد آورد بوي مادر؛ بوي عشق
با نسيمش برگ ها رقصان شدند


آن كبوترهاي روي پشت بام
مي سرايند ؛ شعر دلتنگي من

اي تو مادر تيكه گاه زندگي
اي تو مادر ياور درماندگي

قلب من از روح تو آكنده ست
روح تو الهام بخش روحم است

هم تويي معناي عشق و زندگي
هم نبودت باعث افسردگي

مادرم بامن بمان با من بگو
داستان زندگي و درد من

سرّ من درقلب من پنهان است
قطره اشكم گواه سرّم است

اشك هايم رازهايم گشته اند
اي تو آگاه ازهمه اسرار من

اشك هايم را نثارت مي كنم
عشق را فانوس راهت مي كنم

عشق مادر در درونم ديده ام
اي زتو روشن چراغ قلب من

من تو رادر شبنم گل ديده ام
من تو رااز ريشه ازبن چيده ام

تا بكارم در درون قلب خويش
تا كه جاويدان بسازم روح خويش


تقديم به همه ماماناي گل

+ نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1388 5:17 بعد از ظهر توسط زهرا |


طراح قالب پسر جهنمي X

خدايا ؛ آنان كه به من بدي كردند
مرا هوشيار كردند ؛ آنان كه از من
انتقاد كردند به من راه و رسم زندگي
آموختند ؛ آنان كه به من بي اعتنايي
كردند به من صبرو وتحمل آموختند؛
آنان كه به من خوبي كردند به من
مهرو وفا آموختند.
پس خدايا ؛ به همه اينان كه باعث
تعالي دنيا و آخرت من شدند ؛ خير
و نيكي برسان


صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

88/06/01 - 88/06/31



آرشيو موضوعي

مادر گلم روحت شاد



    تعداد بازديدها:

پسر جهنمي:طراح قالب

POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS